اثر کاهش یارانه بخش کشاورزی و تغییر در نرخ مالیات بر کار، بر تولید بخشی و رفاه خانوار شهری و روستایی در ایران
29 دی 1388
اثر کاهش یارانه بخش کشاورزی (زراعت) و تغییر در نرخ مالیات بر کار، بر تولید بخشی و رفاه خانوار شهری و روستایی در ایران (براساس روش شبیه سازی تعادل عمومی محاسباتی و ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1375)
پژوهشهای اقتصادی ایران بهار 1384
پیرایی خسرو, اکبری مقدم بیت اله
روش تعادل عمومی در مقابل تعادل جزیی مزایا و معایبی دارد که به نظر می رسد مزایای آن بیشتر است و به همین دلیل در دهه اخیر تلاش قابل توجهی صورت گرفته تا تاثیر سیاست های اقتصادی دریک مدل تعادل عمومی محاسباتی (CGE) مورد بررسی قرار گیرد.
در این مدل ها به طورکلی معادلات به سه بخش تقسیم می شوند: سود صفر در کلیه بخش ها، تعادل در بازار کالا و نهاده، تعادل در درآمد و هزینه.
دراین مقاله تلاش شد تا با استفاده از روابط متعارف علم اقتصاد خرد و کلان (مانند توابع تولید، هزینه و ...) اقتصاد ایران به شکل یک مدل تعادل عمومی محاسباتی شبیه سازی شده و با تکنیک مسایل ترکیبی مختلط (MCP) و استفاده از نرم افزار GAMS نتایج موردنظر حاصل شود.
هدف این مقاله بررسی اثر کاهش یارانه بخش کشاورزی (فعالیت زراعت) و تغییر در نرخ مالیات بر کار، بر سطح تولید بخشی و درآمد خانوار روستایی و شهری است. اطلاعات مورد نیاز بخش های مختلف مقاله از ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1375ایران (که در حال حاضر دارای اعتبار لازم برای این روش مدل سازی است)، استخراج شد.
نتایج به دست آمده بیانگر این واقعیت است که کاهش یارانه بخش کشاورزی (فعالیت زراعت) بر تولید کلیه بخش ها اثر منفی خواهد گذاشت (البته این اثر از نظر درصدی در بخش کشاورزی بیشتر از سایر بخش ها است) این سیاست بر درآمد شهری و روستایی نیز اثر منفی داشته و نکته قابل توجه این است که با کاهش به اندازه کافی دریارانه (در شرایط حدی) کاهش در درآمد شهری و روستایی (از نظر درصدی) به یکدیگر همگرا هستند. وضعیت مشابهی درتغییر مالیات بر کار وجود دارد. افزایش مالیات بر کار بر تولید کلیه بخش ها اثر منفی دارد، اما کاهش آن اثر مثبت چندانی ایجاد نمی کند.
یارانه های یکی از سیاست های حمایتی دولت از بخش های اجتماعی (خانوارها) و اقتصادی (فعالیت های تولید) می باشند. در طرف مصرف کننده هدف اصلی این پرداخت ها افزایش رفاه خانوارها از طریق افزایش دسترسی به کالاها و خدمات است و در طرف تولید کننده یارانه ها با هدف تخصیص بهینه منابع و کاهش هزینه های تولید پرداخت می شوند. ولی پرداخت یارانه با هر هدفی باشد به دلیل اخلال در نظام قیمت ها موجب انحراف تولید و سرمایه گذاری می گردد. از سوی دیگر بسیاری از اقتصاددانان پرداخت عام یارانه را برای افزایش رفاه خانوارهای فقیر بسیار پرهزینه می دانند. این امر موجب شده در بسیاری از کشورها پرداخت یارانه های مصرفی به سمت سایر کمک های اجتماعی سوق داده شود و به علاوه ضمن کاهش یارانه ها به سمت هدفمندی آنها نیز حرکت نمایند. اما چنان که می دانیم کاهش یارانه ها و به ویژه یارانه های غذایی موجب افزایش قیمت ها و در نتیجه افزایش تورم در اقتصاد می گردند. با این پیش زمینه این مطالعه به دنبال پاسخگویی به این سوال است که افزایش قیمت کالاهای اساسی به چه میزان قیمت ها را افزایش خواهد داد؟ نتایج این مطالعه با استفاده از ماتریس حسابداری اجتماعی قیمتی نشان می دهد که اگر قیمت های سه کالای یارانه ای آرد (شامل نان و سایر فرآورده های آن)، روغن و قند وشکر به میزان 50 درصد افزایش یابند باعث افزایش تورم موجود به میزان 10 درصد خواهند شد. دراین بین تاثیر افزایش قیمت آرد و نان بسیار قویتر بوده و افزایش قیمت آنها به میزان 50 درصد، بیش از 5 درصد تورم ایجاد می کند.
