به نظر می رسد واژه هایی چون شفقت، خود ادراکی، اخلاقیات و ثبات عاطفی، برخی ویژگی های جهانی مربوط به عقل را که هرکدام از آنها بطور وسیعی شناخته و ارزیابی شده اند، توصیف می کنند. در حقیقت، هیچگونه تعریف دیرپا و ثابتی از آنچه که دقیقاً عقل نامیده می شود، وجود ندارد. عقل، فضیلتی است که بطور گسترده بدان ارج نهاده شده، لیکن اصولا توضیح دقیقی برای آن ارائه نشده است، موضوعی ازلی و ابدی که تنها همین اواخر بطور جدی نظر دانشمندان را جهت بررسی علمی به خود جلب نموده است.
در سال 2009، دکتر Dilip V. Jeste و Thomas W. Meeks، که هر دو پروفسور بخش روانی دانشگاه کالیفرنیا، سن دیه گو هستند و همچنین در انستیتوهای Sam و Rose در خصوص بالا رفتن سن تحقیق می کنند، مقاله ای را به چاپ رسانیدند که بیان کننده این است که هوشمندی ممکن است مبنایی عصبی داشته باشد. بعبارت دیگر، عقل در سیستم عصبی ما برنامه ریزی شده است.
Jeste و Meeks در شماره ماه ژوئن مجله آنلاین The Gerontologist(پیری و امراض پیری) پا فراتر گذاشته و در جهت شناسایی موضوعات مرکزی و در هم ادغام شده ای که عقل را تعریف می کنند، تلاش کرده اند. آنها به اتفاق همکارانی از سایر دانشگاهها، گروهی از متخصصین بین المللی را جهت تعیین ویژگی های عقل، هوش و معنویت و اندازه گیری میزان تفاوت یا شباهت هر یک از این ویژگی ها با سایر ویژگی های مشابه، به کمک فرا خواندند.
Jeste که دارای کرسی Estelle و Edgar Levi در زمینه پیری است و پروفسور امراض روانی و عصبی و ریاست امراض روانی مربوط به پیری را در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیه گو دارا می باشد معتقد است:"تعاریف عمده متفاوتی از عقل موجود است، اما هیچگونه تعریف منحصر به فردی که فراگیر بوده و در برگیرنده همه جوانب مهم عقل باشد، در دست نیست. هوش و معنویت دارای جنبه هایی مشترک با عقل هستند اما با آن یکسان نمی باشند. شخصی می تواند هوشمند باشد اما بهره ای از دانش عملی نبرده باشد. معنویت نیز مانند عقل، غالبا با سن و سال مرتبط می شود اما اکثر محققین تمایل دارند که عقل را در چارچوب دنیوی و نه معنوی تعریف کنند."
این تحقیق مشتمل بر یک بررسی متشکل از دو بخش و همچنین پرسشنامه ای شامل 53 موضوع مربوط به مفاهیم عقل، هوش و معنویت می باشد. در این تحقیق، پنجاه و هفت متخصص شناسایی شده و از طریق ایمیل با آنها ارتباط برقرار شده است؛ 30 نفر از آنها پاسخ داده اند.
فاز اول بررسی نشان دهندۀ تفاوتهای گروهی شگرف در 49 مورد از 53 اظهارنظر می باشد. در 46 مورد از بین 49 مورد، عقل متفاوت از هوش و در 31 مورد، متفاوت از معنویت شمرده شده است.
در فاز دوم، تعریف عقل از طریق تاکید بر 12 مورد از نتایج فاز اول، تصفیه شده است. اکثر متخصصین، طبق گفته Jeste و Meeks، متفق القول هستند که عقل را می توان به این شکل توصیف نمود:
- منحصر به انسان است.
- شکلی از توسعه شناختی و احساسی پیشرفته است که از طریق تجربه به دست می آید.
- عقل یک توانایی شخصی و البته نادر است.
- می تواند آموخته شود، با سن افزایش می یابد و قابل اندازه گیری است.
- احتمالاٌ از طریق مصرف دارو افزایش نمی یابد.
این تحقیق با روش دلفی انجام شده است. این روش که توسط شرکت RAND در دهه 1950 توسعه یافته بر این اصل مبتنی است که پیش بینی های انجام شده توسط یک گروه ساخت یافته از کارشناسان، دقیق تر از پیش بینی هایی است که توسط گروهها یا افراد ساخت نیافته انجام می شود. نویسندگان این مقاله، 60 متخصص شناخته شده در زمینه عقل در جهان را شناسایی نموده اند، البته با تمرکز بر روی آنهایی که خارج از موسسه خود این نویسندگان فعالیت می کنند. کاندیداهای مورد نیاز بایستی حداقل دارای دو مقاله منتشر شده در زمینه عقل یا معنویت باشند، اگرچه تعداد کل مقالات چاپ شده تنها معیار مورد نظر برای گزینش نبوده است.
در این تحقیق، از متخصصین خواسته شده که میزان موضوعیت و اهمیت شش اظهار نظر (از قبیل "این مفهوم را می توان در مورد انسانها به کار برد") را بر مبنای دانش خود از شواهد تجربی، در رابطه با مفاهیم هوش، عقل و معنویت مشخص نمایند. مقیاس اندازه گیری از 1 (به معنای مطلقا نه) تا 9 (به معنای مطلقا آری) تعیین گردید. سپس از متخصصین خواسته شده که اهمیت 47 مولفه از قبیل نوع دوستی، مهارتهای عملی زندگی، حس شوخ طبعی، واقع بینی، تمایل به بخشش دیگران و احترام به نفس را در رابطه با مفاهیم عقل، هوش و معنویت تعیین کنند.
Jeste می گوید:"یقینا یک تحقیق، نمی تواند عقل را بطور کامل و فراگیر تعریف کند. موضوع با ارزش در اینجا آن است که توافق قابل توجهی در میان متخصصین وجود دارد که درحقیقت عقل یک مفهوم مجزا با تعدادی ویژگی شاخص می باشد. انتظار می رود که داده های تحقیق ما به طراحی مطالعات تجربی آتی در زمینه عقل یاری دهند."
نویسنده هایی که Jeste و Meeks را در این تحقیق یاری کرده اند عبارتند از: دکتر Monika Ardelt از بخش جامعه شناسی و جرم شناسی و قانون در دانشگاه فلوریدا، دکترگینسویل و دکتر دن بلیزر، از بخش امراض روانی و علوم رفتاری در دانشگاه دیوک در Durham, N.C.؛ دکتر Helena C. Draemer از بخش بیماری های روانی علوم رفتاری در دانشگاه استانفورد در پالو آلتوی کانادا و دکتر جورج ویلانت از بخش بیماری های روانی در دانشگاه هاروارد و بیرهام و بیمارستان زنان در بوستون.
مترجم: آیدا متین
منبع: www.sciencedaily.com