نرم‌افزار حسابداری تدبیر
لطفا کمی صبر کنید ...
اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۶

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید، تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغ خود برافروز(مولانا)

امروز از خانواده مهربان آقای دکتر سوبادهان خداحافظی کردیم و برای حرکت آماده شدیم. دیرتر حرکت کردیم چون چند تا از دوچرخه‌سوارهای ساوانتاوادی می‌خواستن بیان به دیدنمون. یکیشون که دکتر بود و داروخانه داشت برامون یه بطری الکل صنعتی آورد بعنوان سوخت اجاق. ما به‌خاطر هواپیما نه گاز با خودمون آوردیم نه الکل و تو
مشاهده کامل مطلب
اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۶

جاده 66 و جنگل‌های انبوه آن

با طلوع آفتاب ما هم حرکتمون رو آغاز می‌کنیم. یه مسیر طولانی و پرفراز و نشیب دیگه در پیش داریم و باید مسیرمون رو از کنار دریا به سمت جاده ۶۶ تغییر بدیم. خوبی این جاده اینه که خیلی پستی و بلندی نداره و بدیش اینه که چون جاده اصلیه حسابی پرترافیک و سر و
مشاهده کامل مطلب
اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۶

“هولی” جشن سنتی هند به مناسبت فرا رسیدن بهار

دیروز دوستمون خیلی اصرار کرد که یک روز بیشتر توی شهر راتناگیری بمونیم و توی جشن هولی که جشن رنگ‌ها و شادی هست، شرکت کنیم. ما هم دعوتش رو قبول کردیم و دیدیم فرصت خوبیه که هم با رسم و رسومات آنها آشنا بشیم و هم یک روز استراحت داشته باشیم. صبح با دوست هندی
مشاهده کامل مطلب
اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۶

از صدای اذان مساجد تا‌ مراسم معابد هندو

از آنجا که هندی‌ها بسیار مهمان‌نواز و مهربان هستند، مورد استقبال بسیاری از آنها قرار گرفتیم. گروه سایکل‌توریست‌های هندی از ما کلی خبر توی کانالشون منتشر کرده‌اند که باعث شده حسابی بین آنها معروف بشیم و توی هر شهر کلی دوست پیدا کنیم. بسیاری از آنها ما رو دعوت کردند و تماس گرفتن که توی
مشاهده کامل مطلب
اسفند ۱۱ام, ۱۳۹۶

روستائیان، صلح را معنا کردند

روز چهارم 11 اسفند 1396 شب آرومی رو منزل دوست‌مون شریاس گذروندیم، لباس‌هامون رو شسته بودیم تا تمیز باشن و بعد از بدرقه گرم شریاس، عزم رکاب زدن کردیم. مسیر امروزمون کمی بیشتر هست و با توجه به گرمای هوا، باید بجنبیم تا ظهر، بیشتر راه رو رکاب بزنیم. از شریاس قول می‌گیریم که وقتی
مشاهده کامل مطلب
اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۶

از بمبئی تا جایی برای استراحت (شهر پن)

روز سوم 10 اسفند 1396 با وجود گرمی هوا، امروز خیلی پرشور هستیم. ماه‌ها زحمت و برنامه‌ریزی، امروز به بار نشست. هتل رو تحویل دادیم و مسیر رو با GPS، طبق برنامه، بازبینی کردیم. بالاخره تونستیم رکاب‌زنی رو شروع کنیم. ما فقط با پاهامون رکاب نمی‌زنیم، باهاشون پرواز می‌کنیم، برای همین خیلی شوق داریم. اتاق
مشاهده کامل مطلب